نگاشته شده توسط: changerasht | نوامبر 23, 2008

مراسم بزرگداشت ۲۵ نوامبر در رشت با حضور پروین اردلان

poster1جمعی از فعالان زنان شهر رشت با همکاری سازمان ادوار تحکیم وحدت‌، مراسم بزرگداشتی به مناسبت ۲۵ نوامبر (روز جهانی محو خشونت علیه زنان‌) برگزار کردند‌.

در این مراسم که روز شنبه، دوم آذر‌ماه در محل دفتر شاخه‌ی گیلان این سازمان برگزار شد، پروین اردلان از فعالان سرشناس جنبش زنان و کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض‌آمیز سخنرانی کرد.

اردلان که موضوع خشونت قانونی نسبت به زنان را برای سخنرانی خود برگزیده بود، با تشریح خشونت سیستماتیکی که نسبت parvin1به زنان اعمال می‌شود، شرایط فعلی را بسیار حساس خواند، شرایطی که گرچه تلاش زنان برای خروج از دایره‌ی بسته‌ی خشونت‌، خود موجد خشونت‌هایی دیگر است اما در نهایت به دموکراتیزه شدن جامعه منجر خواهد شد.

اردلان در انتهای این مراسم به پرسش‌های حاضران پیرامون جنبش زنان‌، همبستگی جنبش زنان با دیگر جنبش‌ها در عین حفظ استقلال جنبش زنان‌، و کمپین یک میلیون امضا پاسخ داد‌‌. گزارش مشروح این مراسم به زودی منتشر خواهد شد.

Advertisements

Responses

  1. این کامنت واسه پست قبلیه. اما چون کامنتدونیش باز نمیشه اینجا می نویسم:
    با 5 تا بچه که نمیشه انتظار داشت این شکم به حالت اول برگرده. حتی با ورزش و رژیم.
    لبخند به لب میگم، مگه مجبور بودی؟ هرچند اون دوره اجازه پیشگیری نمی دادن! اما خوب مجبور نبودی!
    نگاهش تلخ میشه و میگه، مجبور بودم! آخه توی 1 اتاق بودیم، اگه نه می گفتم داد و فریاد می کرد و همه می فهمیدن!
    رنگم می پره و مو به تنم سیخ میشه! میگم : ولش کن، نگو!
    نگاهی به همسرش که دورتر نشسته میندازه و آروم میگه! آره! محبور بودم! دست خودم که نبود! حرف که نمی فهمید! اینا که حرف نمی فهمن! (گیلکی میگه ها!)
    و من به تعداد دفعاتی فکر میکنم که این زن توی خونه خودش مورد تجاوز قرار گرفته! به اون بچه ای که محصول آبروداری خانومه بوده! فکر میکنم اگه جاش بودم تحمل اون بچه رو نداشتم. هرچند که اون جونش رو بیشتر از همه واسه همین بچه گذاشته…. یادم نمیاد وقت رفتن با شوهره خداحافظی کرده باشم.

  2. وبلاگ تغییر برای برابری در اصفهان با مطلب نزدیکی های غیر متعارف به روز است

  3. از ابتدای امسال تا کنون اعتراضات کارگری و معلمان در کشور رشد قابل توجهی داشته است. این در حالی است که این اعتراضات در صورت ادامه و بی تفاوتی دولت می تواند به اعتصابات کارگری تبدیل شود. گروه های چپ گرای خارج از کشور نیز از این آب گل آلود ماهیگیری می کنند و این اعتراضات را به عنوان اعتصابات کارگری و معلمی سازماندهی شده و منتسب به خودشان معرفی می کنند!!!!!!!!!!!!!!!!

    ———————————————

    سروران گرامي

    ايدئولوژيها جهانبني خويش را اصولي تابث و غير قابل تغيير ميداند و براي بدست گرفتن قدرت و تحميل ايدئولوژي خود از هر مكري استفاده ميكنند زيرا انان جامعه را نابالغ ميپندارند و خود را بالغ به همين علت نقش قيوميت را براي خود و نقش مقلد را براي جامعه مينگارند. اعتبار قيوميت ايدئولوژيها از گهواره تا گور است.

    دمكراسي بر اساس منشور حقوق بشر ميسر نخواهد گرديد مگر با فاصله گرفتن از ايدئولوژيها!!! ايدئولوژيها توانايي خويش را براي فريب دادن انسان خرد انديش از دست داده اند و در روياروي با عقلانيت ناتوان گشته اند.

    عنصر تسلط جويي جز لاينفك تفكر دگماتيسم ايدئولوژيهاست و براي حصول به اين تسلط از هر روزنه اي سود ميجويند. هر واژه اي مفاهيم خاصي را در دل دارد از اينرو فشار ايدئولوژيها بر روي واژهاست

    تخريب استقلال جنبشها ي مدني و سنديكايي ايرانزمين با جايگزيني واژها آغاز ميگردد كه در نهايت در مسير اهداف ايدئولوژيهاست.

    بطور نمونه اگر واژه شورا (اسلامي / سوسياليستي/ كمونيستي….)
    را جايگزين واژههاي سنديكاي كارگران و كارمندان و يا كانونهاي صنفي معلمان نماييد در نهايت جنبشها استقلال خويش را از دست داده و به دام ايدئولوژيها مجددا گرفتار ميگردند كه جبران خسارت بر پيكره جنبشهاي مدني و سنديكايي ايرانزمين يا غير ممكن است و يا بسيار زيانبار.

    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)
    28/11/87
    arezu

  4. ظالم آن قومي که چشمان دوختند
    وز سخن ها عالمي را سوختند

    مشروعيت ناشي از رعايت حق است.
    ارزش بنيادي انديشه مدرن در عصر شكوفايي خرد حقوق و آزاديهاي فرديست. ميل به ديكتاتوري كه فطرت ذاتي ايدئولوژيهاست يكي از چالشهاي سرنوشت ساز در برابر آزاديست.

    حق حيات يكي از حقوق اوليه ادميست. ايدئولوژيها در عصر مدرنيته به آدمي مياموزند كه نظم در يك انديشه و تفكر خلاصه ميگردد و آدمي زماني از حق حيات برخوردار است كه برده و مجري آرمانهاي خردستيزان آنان باشند . آنچه مطلوب آدميست آزادي در جستجوي حقيقت است. زيرا آزادي و حقيقت هم عنانند.
    زنده باد فرزندان ایرانزمین
    زنده سکولاریسم (مکتب عقلانیت)

    arezu

  5. سروران گرامی,

    انقلاب سال ۵٧ انقلاب نبرد مخفی ایدئولوژیها برای بدست گرفتن قدرت و حذف بموقع ایدئولوژیهای رقیب بود و مردم در صحنه نقشی جز براوردن ارمانهای انان را نداشتند.

    تضاد جنبشهای مدنی و سندیکایی ایرانزمین (فراایدئولوژی) با ایدئولوژیهاست [مذهب / کمونیست / سوسیالیسم ….] دیگر اجازه نخواهیم داد که سال ۵٧ تکرار شود!!!!
    فرزندان ایرانزمین وارثان قدرتند نه تماشاگران بازی قدرت. ایدئولوژیها قادر نخواهند بود که انسان خرداندیش متعلق بعصر مدرنیته
    را ببازی گیرند. زیرا اندیشه مدرن برده و مقلد هیچ ایدئولوژی نخواهد شد!!!

    در عصر شکوفایی عقلانیت یکبار و برای همیشه تکلیف خودمان را با سلطه ایدئولوژیها بر انسان خرداندیش روشن خواهیم کرد و از سد همه آنان خواهیم گذشت.

    زنده باد فرزندان ایرانزمین
    زنده سکولاریسم (مکتب عقلانیت)

    جمعه 18 بهمن1387

  6. سروران گرامی

    حاکمیت دیکتاتوری جاهل خردستیز حوزه ای در سراشیبی تندی قرار گرفته است که هیچ ترمزی قادر به نجات ان نیست.

    حاکمیت ذبون فقیه در تمام مواضع در موضع ضعف قرار گرفته است و مانند گرگی زخمی بهرسویی میزند تا را ه نجاتی یابد.
    قدرت در دستانتان است خود را باور کنید رژیم در حال سقوط است!!!!!!!!!!

    جنبش تحولخواه سکولار شاه کلید آزادی را در دستان خردمندتان میبیند. خرد جمعی و پیرو ان فعالیتهای جمعی که بسنده به یک بیانیه نگردد عدم زودرس را در مدت کوتاهی برای ولایت انسانستیز فقیه و همه بازماندگان نسل اهریمن حوزه ای رقم خواهد زد.
    رقص پیروزیتان تزدیک است
    خرد نگهدارتان که اینده متعلق بشماست

    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سكولاريسم (مكتب عقلانيت )
    یکشنبه 20 بهمن1387
    arezu

  7. گفتگو با بابک امیرخسروی :
    به اعتقاد من مهم ترین دلیل کشش نیروهای چپ ایرانی و علاقه آنها به انقلاب کوبا در آن سالها «مشی مسلحانه»انقلاب کوبا بود. توجه کنید زمانی که کاسترو و یارانش از مکزیک در کوبا پیاده شدند یک گروه 70 وچند نفره بودند???????????????? و توانستند در مدت کوتاهی از طریق اقدام مسلحانه، نظام دیکتاتوری را واژگون سازند??????????. فقط نباید لحظه ای ازیاد برد، که آزادی????????? گوهر سوسیالیسم است وبدون آن کالبدی بیروح است.

    گفتگوی با کورش زعیم:
    به گمان شما اگر به جای روحانیت، گروههای چپ یا نهضت آزادی در انقلاب ایران حاکم میشدند وضعیت امروز میهنمان چگونه میبود؟

    هر کدام از این گروهها حاکم میشدند، ما پس از یک دوران تلاطم آزمون و خطا به دمکراسی دست مییافتیم?????? و شاید از این سی سال از دسترفته بیش از یک دهه را از دست نمیدادیم?????. هر دو این فعالان سیاسی در درجه اول به ایران میاندیشند??????، نه اینکه «ایران هم یکی از بلاد اسلام است». تنها تفاوت این میبود که هر کدام میکوشیدند دموکراسی و پیشرفت را از درون دیدگاه ایدئولوژیک خود پیاده کنند?????? و پس از مدتی آزمایش ناموفق به همینجا میرسیدند که اکنون هستند. ولی در این مدت، کشور ما دست کم به پیشرفت نسبی دست مییافت???????? و مانند اکنون به یکی از فاسدترین، عقبافتادهترین، خشونتگراترین و منفورترین کشورهای جهان تبدیل نمیشد

    —————————————————————–
    سروران گرامي

    ايدئولوژيها آزادي و دمكراسي و پيشترفت را بر اساس باورهاي دگماتيسم خويش تعريف مينمايند كه در نهايت به ديكتاتوري ختم ميگردد.

    ايدئولوژيها هرگز تن به دمكراسي , ازاديهاي فردي و شهروندي تعريف شده بر اساس منشور حقوق بشر را نخواهند داد
    زيرا كمال مطلق در مطلوب شان خلاصه ميگردد از اينرو ملتشان را در جهت حفظ منافع و آرمانهاي ايدئولوژي به گروگان گرفته اند.

    عقل خود بنپاد در عصر مدرنيته فريب ايدئولوژيها را نخواهد خورد و تلاش انان تلاشي عبث است زيرا آدمي خردورزست!

    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سكولاريسم (مكتب عقلانيت )
    24/11/87
    arezu

  8. مصدق سکولار

    هر جا ملت است آنجا مجلس است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    فرض اینکه شما بگویید مجلس موسسان این قانون را تغییر داده قانونی که مخالف میل مردم باشد قانون نیست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    بر فرض که ما با هواخواهان این رژیم موافقت کنیم و بگوییم دیکتاتور به مملکت ما خدمت کرد. در مقابل آزادی که از ما سلب نمود چه برای ما کرد؟????????????????????

    پيدايش سنديکاهايی که مدافع منافع زحمتکشان جامعه باشند می توانند شکل های اوليه ی احزاب!!!!!!! واقعأ طبقاتی گردند
    دکتر مصدق می دانست روزی تحولات محتمل، بلکه حتمی الوقوع، در جامعه ی ايران، وجود نوع پيشرفته ی آنها را به ضرورتی حياتی تبديل می کند!!!!!.

    —————————————————————————————

    مراکز تصميم گيري و قدرت بدست جنبشها و سنديکاهاي مدني ايرانزمين ‹فرا ايدئولوژي› کنترل خواهد شد!!!!!!!!!!!!!!!!

    به هيچ حزب و اپوزيسيون اجازه ورود به پارلمانهاي استاني و کشور را نخواهيم داد!!!!!!!!!!!!!

    ———————————–

    روشنفکر فرا-ايدئولوژيست نه برده ايدئولوژي

    ايرانزمين سرزمين جنبشها و سنديکاهاست ‹فرا ايدئولوژي› نه احزاب !!!
    تئوريها و ايدئولوژيها مختص زمان و چهارچوب مشخصيست که با گذشت زمان قادر به پاسخگويي به خواسته هاي انسان خرد انديش نيست. پذيرش هر مکتبي و ايدئولوژي (اسلام ، کمونيست , سوسياليست ،…) در دنياي مدرن امريست شخصي!!!

    هيچ نسلي تعيين کننده عدالت براي نسل ديگر نيست!!!
    جنبش سياسي وجود خارجي ندارد!!! و تعيين سياست هاي داخلي و خارجي همه بدست جنبش هاي اجتماعي ايرانزمين خواهد بود!!!, هر چه سیاسی است، اجتماعی است و هر چه اجتماعی است، سیاسی نیز هست. حقوق شهروندي (حق آزادي بيان ، انديشه ، قلم ، نوع پوشش , رفاه و امنيت اجتماعي…)

    دمکراسي و انديشه حقوق بشر از تفکرات انسان مدرن است. مدرنيته چيزي نيست جز علم مدرن، سياست مدرن، اقتصاد مدرن و … دمکراسي مبتتي بر قوانين حقوق بشر يعني دادن نظم جهت زندگي مطلوب و عادلانه تر , که عقلانيت بر آن صحه گذارد

    نمايندگان مجلس قانونگذاري و مراکز تصميم گيري از منتخبين جنبشها و سنديکاها ميبايست باشند (زنان، معلمان ، اساتيد ، کارگران، کارمندان، روزنامه نگاران، نويسندگان ، دانشجويان، پزشکان، پرستاران, کشاورزان و…) !!!!!!!!!!!

    اين است حکومت مردم بر مردم

    خواست نسل ما ‹Strategy› :
    برکناري نظام رهبري و تمام مراکز تصميم گيري
    سکولاريزه کردن حيات سياسي و اجتماعي
    (فرا ايدئولوژي و عاري از سيستم رهبري) جمهوري سکولار
    قانون اساسي منطبق با منشور حقوق بشر
    – هر استاني بشکل پارلمان استاني اداره ميگردد که نمايندگان آن از منتخبين جنبشها و سنديکاهاي استان ميباشند که خواسته بومي هم شامل قوانين استان نيز ميگردد.
    – جهت تعيين نمايندگان مجلس فانونگذاري کشوري هر جنبشي ميباست مجددا» نمايندگاني را براي مجلس معرفي نمايد براساس راي گيري ميان تمام اعضاي هر جنبش .
    – درکنار اين مجلس نياز به يک مجلس با افراد فوق تخصص در رشته هاي مختلف علمي احساس ميگردد که انتخاب اعضاي آن توسط اساتيد آکادميکها در سراسر کشور انجام ميگردد که قوانين تصويب شده با علم مدرن و خواسته هاي روز در عصر مدرنيته هماهنگ گردد

    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)

    ————————–

    سرلوحه ی برنامه های سکولاریزاسیون، آموزش است. باید تأکید کنیم که تمام کودکان حق دارند گستره ی فرهنگی وسیع تری را تجربه کنند!!! –

    – از مطالعه ی علوم مختلف و کسب مهارت اندیشه ی انتقادی!!! گرفته تا آموختن تاریخ ، هنرها، فلسفه!!! ، مطالعه ی تطبقی ادیان جهان، و نظام های سیاسی و اقتصادی رقیب!!!. این مهم مستلزم به رسمیت شناختن حقوق کودکان به عنوان بشر است!!
    – همان طور که والدین حق ندارند کودکان خود را گرسنگی بدهند، کتک بزنند یا بی رحمانه تنبیه کنند، حق ندارند آنان را از آموزش مکفی محروم کنند!!!!!!!!!!!!.
    تلقین عقاید به اسم ارشاد!!!! ، توهینی به حق کودک به عنوان شخص است!!.

    آزادسازی زنان از سلطه ی مردانه نیز از اولیت های برنامه ی سکولاریزاسیون است!!!!!!!؛

    – زنان باید آزاد باشند تا بتوانند کار کنند و سفر کنند و زندگی شان را خود بسازند، نه اینکه محبوس کار خانگی و مشاغل دون پایه باشند.
    – زنان حق دارند از آموزش برخوردار شوند!!! و در حیات اقتصادی، سیاسی و فرهنگی جامعه نقشی را ایفا کنند!!! که خود بر می گزینند. امروزه این نکات در کشورهای پیشرفته به طور گسترده ای پذیرفته شده است اما در بیشتر کشورهای اسلامی این حقوق زنان نفی می شود و این پاشنه ی آشیل جوامع مسلمان است که باید بر آن نیشتر زد!!!
    – احقاق حقوق زنان البته مستلزم آن است که فرد آزاد باشد!!! تا با هر کس که می خواهد ازدواج کنند یا زندگی مشترک داشته باشد، حتی اگر این به معنای خروج از دین باشد!!! زنان باید از همان آزادی ها و مسئولیت هایی برخوردار شوند که مردان برخوردارند!!!

    ————————————

  9. منوچهرجمالی:
    ازخود ، زیستن»، سکولاریته است
    ازخود، تراویدن ِ حق»، حقوق بشراست
    ازخود،روشن کردن»، بینش حقیقیست

    اندیشیدن نو، زائیدن خود ازنو درآینده است!!!!!!
    آنکه خود و ازخود نمیاندیشد، اندیشه های روشنی را هم که از دیگران میگیرد، تاریک میسازد!!!!!!!!!!!
    آنکه ازخود میاندیشد، تاریکی را تحول به روشنی میدهد و ازگذشته تباه ، آینده رخشان میسازد!!!!!!!!!!!!!!!!!

    سکولاریته ، زمان را، فانی و گذرا درنمی یابد
    سکولاریته ، دنبال رسیدن به هدفهای گرفتنی است
    مسئله بنیادی سکولاریته، پیکار برای« تغییر دادن مفهوم زمان» در اذهانست!!!!!!!!!!!!!
    و به هدفهای بهبود و پیشرفت زندگی در آینده ای دسترسی پذیر» میاندیشد و میگوید و کار میکند!!!
    و طبعا همیشه دوام درزمان دارد، و درحرکت با زمان ، باقی میماند و نو میشود و پیشرفت میکند، و بدین سان، گذرا و فانی نیست
    .!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    عامه ، معمولا به زندگی درزمان و در زمین چسبیده اند، ونا آگاهانه ، سکولار هستند . واقعیت زندگی عامه ، سکولاراست، فقط « آگاهبود ضد سکولار» دارند . درواقع آنها در برزخ، زندگی میکنند!!!!!!!!!!!

    ——————————-

    سکولاريسم از بنيان گذاران حقوق بشر و پيامد اصلي مدرنيسم است. این تفکر به صورت کلی ریشه در عصر روشنگری در اروپا دارد.

    هالیئوک در سال ۱۸۹۶ در کتاب خود سکولاریسم را به این گونه تعریف میکند:
    سکولاریسم شیوه و قانون زیستن است که بر اساس انسان خالص بنا نهاده شده است و به صورت کلی برای کسانی است که باورهای مذهبی و یا خرافی را ناکافی یا غیرقابل اطمینان و یا غیرقابل باور یافته اند.

    اصول سه گانه آن عبارت است از:
    – بهبود وضعیت زندگی با توجه به مفاهیم مادی زندگی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    – دانش تنها مشیت در دسترس انسان است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    – کار نیک کردن نیک است. حقیقت این زندگی نیکو است و در جستجوی خوبی بودن فضیلت است!!!!!!!!!!!!

    در قلمرو مدرنيسم، دين، مركزيت خود را نسبت به زندگي اجتماعي و سياسي از دست ميدهد و به صورت مجموعهاي از دستورات و تعاليمي اخلاقي و شخصي درميآيد. نگرش مدرنيستي به دين نگرشي صرفاً پراگماتيستي است و بايد يكي از ويژگيهاي مدرنيسم را اعتقاد به سكولاريزه كردن حيات اجتماعي و سياسي دانست؛ يعني اين اعتقاد كه دين يا نبايد وجود داشته باشد يا اگر وجود دارد بايد به امري شخصي و فردي تبديل شود و در محدوده عبادات و احكام فردي باقي بماند، و دين نبايد مركز ثقل حيات سياسي و اجتماعي باشد بلكه بايد در جهت مشهورات و باورهاي اومانيستي قرار داشته باشد.
    از ارزشهایی مانند جدایی دین از سیاست در آمریکا و لانیسیته در فرانسه سکولاریسم بنا شده است

    شايد بتوان به طور خلاصه شاخصهاي سكولاريسم را اين طور بيان كرد:
    – دنيايي ديدن و اين جهاني كردن حيات بشري؛
    – افول و كاهش نقش متافيزيك و مابعدالطبيعه؛
    – نگرش مادي نسبت به اخلاق؛
    – هدايت عقل!!!!!!.

    از مكاتبي كه در پيدايش و تكوين سكولاريسم (Secularism) مؤثر بودهاند، ميتوان به اومانيسم (Humanism) و ناسيوناليسم (nationalism) و تاحدي سيانتيسم (scientism) كه اوج آن در پوزيتيويسم (Positivism) تبلور يافته، اشاره كرد.

    همچنين يكي از ستونهايي كه سكولاريسم بر آن استوار است ليبراليسم (liberalism) است!!!!!.

    ريشه هاي فلسفي سكولاريسم مربوط به مكتب تداعيگرايي جيمز ميل (James Mill) و مكتب اصالت فايده (utilitarianism) جرمي بنتام (Jermy Bentham) ميشود.

    ————————————————-
    سروران گرامي،

    سكولاريسم يعني تبيين نكردن جهان بر وفق مفاهيم ايدئولوژيها.
    تنها راه عبور از سنت به مدرنيته از طريق سکولاريزم اخلاقيست ، که بر خرد غير ايدئولوژيک تکيه دارد و همه چيز را از منظر دانش و عقل مدرن در عصر مدرنيته مينگرد زيرا ارزشهاي اخلاقي آن گره از کار فرو بسته آدمي ميگشايد.

    در حاکميتهاي ايدئولوژيک تکليف رفتار فردي و اجتماعي از پيش تعيين شده است که جوابگوي نيازهاي فطري آدمي نيست. از اينرو انديشه سكولار ناآگاهانه در ذهن افراد جاي مي‏گيرد و بخش وسيعي از جامعه احقاق حقوق شهروندي و فردي خويش را بر آرمانهاي ايدئولوژيک ترجيح ميدهند.
    اين دگرگوني سرآغاز گسترش سکولاريسم و پيرو آن تشکيل جنبشهاي مدني براي نهادينه کردن جامعه مدنيست.

    عقل خود بنياد آدمي را بصرف آدم بودن, محق حقوقي غير قابل ستان ميداند و بدنبال انطباق ايدئولوژيها با حقوق شهروندي و حقوق بشر نيست .

    ساختار جامعه مدرن در قرن 20 که يدک کش احزاب به نمايندگي از ايدئولوژيها بود با گذشت زمان و پيشرفت خرد آدمي و به تبع آن تغيير نيازهاي آدمي دچار گرديسي شد، که جايگاه احزاب را دچار تزلزل نمود.
    از اينرو احزاب درجهت حفظ سايه ايدئولوژيها اقدام به تغييرات تاکتيکي( نه استراتژيک) نمودند و با طرح اينکه ما يک پا در جامعه مدني داريم يک پا در جامعه سياسي اقدام به توجيه معادله نمودند و با اين تدبير مشارکت نمايندگان جنبشهاي جامعه مدني را از قدرت سياسي دور نگاه داشتند.

    در عصر مدرنيته عقل مدرن, ايدئولوژيها را بعنوان عاملان بازدارنده حاکميت شهروندان ميشناسد.
    حاکميت مردم بر مردم محقق نخواهد گرديد مگر با حضور مردم در قالب ساختار جنبشهاي مدني و سنديکايي در مراکز تصميم گيري و قدرت.

    با توجه به محورهاي بازدارنده امکان خطا در طرح و اجراي پلانها همواره امکان پذير است که قابل نکوهش نخواهد بود زيرا ارکان و اهداف استراتژي مورد تضعيف قرار نگرفته است.
    بهمين دليل امروز حاکميت ولايت اوباش خردستيز فقيه حوزه اي مشروعيت خود را از دست داده و به حکومت موقت تا جايگزيتي جنبشها و سنديکاهاي ايرانزمين (فرا ايدئولوژي) مبدل گشته است.

    زنده باد جنبش فمينيستي زنان ايرانزمين

    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)
    23-1-1387
    arezu

  10. سلام من تازه ساکن رشت شدم قبلا تو شهر خودم برای کمپین فعالیت کردم چطور می تونم تو رشت با شما در ارتباط باشم.لطفا به ایمیلم پاسخ بدید

  11. می بینم که دخترای با تعصب شهر ما بد جور فعالن
    ای ول
    رشتی با تعصب همینه


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: